
سلام ٬
یک روز دیگه هم گذشت (منظورم فوت دوستامونه)٬امروز سه شنبه ۲۸ اسفند و فقط یک روز مونده به پایان سال ٬دوستامون رفتن٬به همون جایی که بالاخره دیر یا زود همه ما هم خواهیم رفت٬اما از این رفتنا و اومدنا زیاد بوده تا حالا٬
از پس فردا سال نو شروع میشه٬اما این سال نو واسه اونایی که عزیزاشون تو این روزا از دست میرن اصلا بوی نویی نمیده٬ما هم که هیچ کاری نمی تونیم بکنیم جز اینکه دعا کنیم خدا بهشون صبر بده تا راحتتر بتونن این غمو تحمل کنن............
اما از همه این حرفا که بگذریم امشب چهار شنبه سوری هم هست و چطور گذروندنشو که هر کسی یک جور میگذرونه ولی گفتم شاید دوست داشته باشین یک کمی راجع به اینکه این چه رسمیه و از کجا و چطوری اومده و.......... بیشتر بدونیین٬پس اگه هنوز کنجکاوین به ادامه مطلب توجه کنین.....
.....ادامه مطلب

قابل توجه دوستان گرامی٬
به اطلاع می رساند برای خاکسپاری دوستانمان فردا ۲۸/۱۲/۱۳۸۶ ساعت ۸ صبح در صحن جمهوری گرد هم می آییم.
اگر بار گران بودیم رفتیم اگر نامهربان بودیم رفتیم
امروز ۲۶ اسفند سال ۱۳۸۶ بود.حتما خبر غیر منتظره و اندوهناک در گذشت ۲۲ تن از دانشجویان دانشگاه به گوشتون رسیده.شنیدنش واقعا غیر منتظره و سخت بود اما متاسفانه واقعیت داشت.۲۲ نفر از دوستامون رفتن و واقعا جاشون خالیه...
اسامی جانباختگان :
محسن نساج مقدم، محسن مهذب رحيمزاده، علي طالبپور، سعيد ابراهيمزاده، عليرضا ياقوتي نقاب، علي ابهرينژاد، سيد يونس نجاتي يده، سيد محمد کشميريفر، حسين رهگذر مرغزار، حسين عبدوسي، مرتضي شيخي، فريد عرفاني، علي غلامي، سيد ياسر ساماني، امير دوست محمدي، محمد مهرجو، ايمان فيروزي، محمد شريفي، امين کرامي، مهدي پورنادري، اسماعيل تاجيک و علي طاهري (كمك راننده)
قرار ما فردا ۱۷/۱۲/۱۳۸۶ ساعت ۸:۳۰ صبح بهشت رضا
(علت حادثه برخورد اتوبوس حاوی دانشجویان با یک دستگاه تانکر حاوی سوخت به علت انحراف تانکر و در مسیر برگشت به سمت مشهد در محور اندیمشک-خرم آباد بوده است)
روحشان شاد و یادشان گرامی
چگونه فردی باحال و خوش مشرب باشیم؟
همه می خواهند که از نظر دیگران خوب و باحال باشند، اما اكثرا نمی توانند. این کار هیچ رمز و رازی ندارد. فقط باید بدانید که چطور باشید و چطور رفتار کنید. راه های مختلفی برای رسیدن به این منظور وجود دارد.
در اینجا به چند نکته اشاره می کنیم تا بدانید که چطور از نظر دیگران باحال جلوه کنید. این کارها را انجام دهید و بعد خواهید دید که چقدر دوستانتان علاقه مند به رفت و آمد با شما می شوند.......
۱۲ نكته براي جلوگيري از خواب آلودگي ظهر
در طول روز زمانی می رسد که احساس می کنید توانایی ادامه فعالیت های خود را ندارید. نمی توانید به درستی فکر کنید، سرتان سنگین می شود، و دائما به ساعت نگاه می کنید تا ببینید چه زمانی می توانید به خانه برگردید. اما ساعت هنوز 2 بعد از ظهر است. شما یک روز سخت کاری را دنبال می کنید که پر از تماس ها تلفنی و فشار کاری بی حد و حصر است به همین دلیل خستگی در ظهر امری بدیهی به نظر می رسد. در این قسمت برای شما راه کارهایی رابیان می کنیم تا بتوانید سلامتی خود را بهبود بخشید و از خستگی های روزانه به دور باشید....
.....ادامه مطلب
وصیتنامه سیاسی هیتلر
از زمانی که داوطلبانه و در کمال فروتنی در جنگ اوّل جهانی که به کشور رایش تحمیل شد خدمت کردم ، سی سال می گذرد.
در این سه دهه ، تنها راهنمای من در تمام افکار ، اعمال و زندگیم ، عشق و وفاداری نسبت به.....ادامه مطلب
**سخنانی از بزرگان**
آدمی برای شک کردن آفریده نشده ٬ برای پرسیدن آفریده شده ـ یانگ
از هر ابلهی می توان چیزی آموخت ـ محمد حجازی
با اندیشه آشفته دانش آموختن ٬ در گرد باد آتش افروختن است ـ رومارسس
تمرین انسان را استاد می کند ـ مثل آلمانی
دو گرسنه هرگز سیر نشوند ٬ گرسنه علم و گرسنه مال ـ حضرت محمد
کسب فضیلت وظیفه اساسی هر آدمی است٬در این وظیفه دانشجو می تواند و حق دارد که از آموزگار خود هم جلوتر رود و زودتر به مقصد برسد ـ کنفوسیوس
فهمیدن همیشه بهتر از آموختن است ـ گوستاولوبون
هرگز مردی ولو بسیار نادان را ندیدم که از وی چیزی نتوانسته ام بیاموزم ـ گالیله
چند تا عکس از دانشگاه
****به ادامه مطلب بروید****
توجه توجه
یک فرصت عالی برای کسانیکه به تحقیق و نوشتن مقالات علاقه دارن.
لطفاً به ادامه مطلب بروید.
بر آن فانوس که ش دستی نیفروخت
بر آن دوکی که بر رف بی صدا ماند
بر آن آیینه زنگار بسته
بر آن گهواره که ش دستی نجنباند
بر آن حلقه که کس بر در نکوبید
بر آن در که ش کسی نگشود دیگر
بر آن پله که بر جا مانده خاموش
کسش ننهاده دیری پای بر سر-
بهار منتظر بی مصرف افتاد!
به هر بامی درنگی کرد و بگذشت
به هر کوئی صدائی کرد و استاد
ولی نامد جواب از قریه ٬ نز دشت.
نه دود از کومه ئی برخاست در ده
نه چوپانی به صحرا دم به نی داد
نه گل روئید ٬ نه زنبور پر زد
نه مرغ کدخدا برداشت فریاد.
به صد امید آمد ٬ رفت نومید
بهار-آری بر او نگشود کس در.
درین ویران به رویش کس نخندید
کسی تاجی ز گل ننهاد بر سر.
کسی از کومه سر بیرون نیاورد
نه مرغ از لانه ٬ نه دود از اجاقی.
هوا با ضربه های دف نجنبید
گل خود روی بر نامد ز باغی.
نه آدم ها ٬ نه گاو آهن ٬ نه اسبان
نه زن ٬ نه بچه....ده خاموش ٬ خاموش.
نه کبکنجیر می خواند به دره
نه بر پسته شکوفه می زند جوش.
به هیچ ارابه ئی اسبی نبستند
سرود پتک آهنگر نیامد
کسی خیشی نبرد از ده به مزرع
سگ گله به عوعو در نیامد.
کسی پیدا نشد غمناک و خوشحال
که پا بر جاده خلوت گذارد
کسی پیدا نشد در مقدم سال
که شادان یا غمین آهی بر آرد.
غروب روز اول لیک ٬ تنها
درین خلوتگه غوکان مفلوک
به یاد آن حکایتها که رفته ست
ز عمق برکه یک دم ناله زد غوک...
بهار آمد ٬ نبود اما حیاتی
درین ویرانسرای محنت آور
بهار آمد ٬ دریغا از نشاطی
که شمع افروزد و بگشایدش در!
سلام می کنم به همه دوستای خوبم که منت به سر بنده می زارن و از این وبلاگ بازدید می کنن.
این وبلاگ یک وبلاگ شخصیه و هیچ شخص یا گروهی از دانشگاه در نگارش مطالب اون دخالتی نداره و متعلق به تمام دانشجوهای خیامه لذا دوستای خوبم اگه بخوان در نگارش اون دخیل باشن می تونن با من در تماس باشن.
بازم تشکر می کنم که سر می زنین و نظر می دین.امیدوارم مطالب وبلاگ بتونه راضیتون کنه.![]()
![]()
![]()
![]()